شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

193

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

در تصرف افراسياب نگذارد و آنچه از وظايف جدّ و جهد است « 1 » در استخلاص و استصفاى « 2 » آن بجاى آرد . فان رأيت ان تمنّ علينا معاشر الاسارى بالاطلاق و تسترقّ رقابنا بالاعتاق « 3 » . * 9 همه شكر گوييم تا زنده‌ايم * كه ما « 4 » خود به شكر تو نازنده‌ايم اغريرث بعد از وقوف بر مضمون رسالت ، رسولان را بازفرستاد و به دليران سپاه و كماة لشكر پيغام داد كه التماس شما بر اين سياق در اطلاق اسيران سبب اظهار معادات افراسياب « 5 » و موجب اصرار نمودن بر مخالفت اوست و بىشك نهال خلاف پادشاه مثمر خزى و نكال و مشعر به عذاب و و بال بود و حكماى سلف گفته‌اند كه : « 6 » مخالفة الملوك نار فى الآجل و عار فى العاجل . * 10 ليكن اگر زال عنان عزيمت به طرف رى و آن حدود مايل گرداند و بر منهاج يكدلى و جادهء يك‌زبانى متوجه حضرت سلطنت شود و به قلم اخلاص ، رقم اختصاص بر جريدهء چاكرى كشد ، امكان دارد كه به عون عواطف شاهانه و يمن عوارف خسروانه « 7 » اسيران از بند اسر و قيد رقّيّت خلاصى يابند و مرا از تبعات داهيهء كه موجب بدگمانى و سبب ذهاب عرض و اهانت نفس باشد « 8 » ، هيچ آسيب نرسد . در حضرت ملوك درست اعتقاد باش * تا بر تو بدگمان نشود راى پادشاه زنهار چون قلم دو زبانى مكن اگر * خواهى كه سربريده نگردى و روسياه پس چون رسول بازگشت و رسالتى كه داشت بگزارد « 9 » و جمهور سپاه و كافّهء رعيت بر حسن اين تدبير « 10 » آفرين كردند و بر فور چند تنى از خاصان جهت انهاء به انحاى زابلستان فرستادند و زال را از آن حالت آگاهى دادند ، فلّما وصل الرّسول امر باحضار

--> ( 1 ) - ج : - است . ( 2 ) - ج : استقصا . ( 3 ) - ج : - بالاعتاق . ( 4 ) - ج : ماها . ( 5 ) - ب : + است . ( 6 ) - ج : - كه . ( 7 ) - ب و ج : ملوكانه . ( 8 ) - ج : است . ( 9 ) - ب و ج : بگذارد . ( 10 ) - ب : + روزافزون .